هشتم تیر ماه 93 برایم روزی فراموش نشدنی شد ،چراکه این روز یک فراز زیبا در تقویم قشنگ زندگی تو و فاطمه شکل گرفت . در صفحه ای که بک گراندی سبز ازساحل زیبا و نیلگون خزر دارد و شما را می بینم دست در دست هم به انتهایی ترین کرانه به خورشید فلق گون خیره شدید و عزمتان جزم شد تا آنجا سفر کنید و در بلم زندگی که خدا را بالای سرتان دارید سوار شوید و تا یک قرن دیگر حتی بیشتر هیچ باد و طوفانی را یارای جداییتان نباشد ومن و مادرت که حدود 30 سال پیش با نداریهایمان بلمی ساخته ایم ، پشت سرتان می آییم و خدا را شکر می کنیم که تو نعمت عاشقی و محبت را لمس کردی و امیدواریم درامانت داری امین باشی و در این راه طولانی زندگی با نیمه حقیقی ات فاطمه عزیزم با شادمانی و خوشی به سر ببری .
خداوند خود فرمود که با این پیوند مقدس شما را کامل کرد وشما دوگل را موجب آسایش و پشتیبان هم قرارداد ، پس شکرگزارباشید و در تمام شرایط ، داری وچه نداری ، خوشی و ناخوشی ، دستتان در دست هم باشد و همیشه با دادن انرژی مثبت به هم در هم افزایی روحیه برای موفقیت بیشترپیشقدم شوید.
بار دیگریکی شدن واین میثاق مقدس را به هر دوی
شما نور چشمانم ، فاطمه عزیزم وتومهدی عزیزم تبریک می گویم و برای خوشبختی شما و همه
فرزندان میهن آریاییمان آرزوی سعادت و موفقیت دارم .
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود
عید شما مبارک